کاملا بی دلیل دلم گرفته.نمیدونم چی بنویسم.اما دلم میخواد فقط بنویسیم.همه چی در ظاهر خوبه و مرتب.۱ دختر خوب و آروم که داره در کمال آرامش زندگی می کنه.که از شنبه باز میخواد بره دانشگاه.که هفته ی دیگه تولدشه.که با این سن کمش میره سر کار که حوصله اش سر نره و هی به خودش بگه آزادی داره و مستقله.که تابستون رفته مسافرت تنهایی و دوستاشو دیده.کلی بهش خوش گذشته.گواهینامه اش رو گرفته.دیروز همیطوری عشقی ۱۰ روز جلوتر تولد گرفته و ...........
همه ی اینا و خیلی چیزای دیگه.....
پس چه مرگشه؟بعضی وقتها شیطون مجسمه و بعضی وقتها میشه گفت ۱ فرشته.
نانا چته؟
الان که سردمه.نمیدونم.از صبح هرچی لباس می پوشم گرم نمیشم.مال هوا نیست اما.از تو می لرزم.
میدونم که .........نه نمیگم.نمی دونم.نبایدم بدونم.
وای.باز آخر شبه و من دیوونه ام.شایدم ربطی به آخر شب نداره.
میترسم.خیلی خیلی زیاد.
کاش نمی ترسیدم.
کاش محکم بودم.
کاش خودخواه بودم.
کاش پررو بودم.
کاش .....
نانا




